به یاد رهبر شهیدم


قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ:
يا بُنَيَّ ، اِتَّقِ النَّظَرَ إلى ما لا تَملِكُهُ
اى پسرم! بپرهیز از نگاه كردن به چيزى كه صاحبش نيستى.
بحار الأنوار : ج 13 ص 431 ح 23.
آیت الله مجتهدی تهرانی(ره):
گاهی یک نگاه، حال عبادت را از انسان می گیرد،
‘
دفتر نقاشی خدا همیشه زیباست؛
اما فصل پاییز را برای دل خودت
آرام تر برگ بزن؛
و تمامی رنگ ها را به خاطر بسپار …
که عشق لابلای همین رنگهای زیباست
به نظرتون چی کار کنیم که تا این حد خدا عاشقمون بشه؟؟!
اعمال برتر دهه اول ذی الحجه
ماه ذی الحجه برای خودسازی خیلی مهم است ماه، ماه دعا است، ماه راز و نیاز با خدا است و یک قدری بیشتر نه فقط روز عرفه، نه فقط دهه اول اصلاً این ماه، ماه دعا، ماه رابطه، ماه خودسازی است. در یک کلام (به قول بزرگان و عارفان )می توان گفت که می توان در این ماه راه صد ساله را یک ماهه طی نمود البته به شرطها و شروطها!
فضیلت ماه ذی الحجّه
ماه «ذی الحجّه»، آخرین ماه «سال هجری قمری» است و ماهی است بسیار پربرکت. بزرگان دین هنگامی که ماه ذی الحجّه وارد می شد، اهمّیّت ویژه ای به عبادت در آن می دادند. مخصوصاً در دهه اوّل این ماه.(زادالمعاد، ص 240)
در بعضی از روایات آمده است، شب های دهگانه ای که قرآن در سوره «والفجر و لیال عشر» به آن سوگند یاد کرده است، شب های دهه اوّل ماه ذی الحجّه است،و این سوگند به خاطر عظمت آن است.(تفسیر قمی، ج 2، ص 419)
خداوند در سوره حج آیه 28 ضمن بیان فریضه بزرگ «حج» سخن از «أیّام مَعْلُومات» گفته است که مؤمنان باید در آن به یاد خدا باشند. یکی از تفسیرهای معروفِ «أیّام مَعْلُومات» که در روایات نیز آمده است، ده روز اوّل ماه ذی الحجّه است.( مصباح المتهجّد، صفحه 671.) بنابراین، هم شب های آن عزیز است و هم روزهای آن.
در حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می خوانیم که عبادت و کار نیک در هیچ ایّامی به اندازه این ایّام (ده روز اوّل ماه ذی الحجّه) فضیلت ندارد.(اقبال، ص 317)
وجود دو «عید» مهمّ اسلامی عید قربان (عید اضحی) و عید غدیر (عید ولایت) و روز «عرفه» و خاطره دعای عجیب و بسیار گرانبهای امام حسین(علیه السلام) در عرفات، شکوه و عظمت خاصّی به این ماه بخشیده، و سزاوار است همه مؤمنان (مخصوصاً جوانان پاکدل) از فضای آکنده از معنویّت این ماه غافل نشوند و در خودسازی و تهذیب نفس بکوشند که به پیشرفت های مهمّی نائل می شوند.
اعمال کامل دهه اوّل ماه ذی الحجه
1ـ امام صادق(علیه السلام) می فرماید:پدرم حضرت امام باقر(علیه السلام) به من فرمود:پسرم! در دهه نخست از ماه ذی الحجّه(از شب اول ماه تا شب عید قربان) هر شب میان نماز مغرب و عشا این دو رکعت نماز را ترک مکن:
در هر رکعت سوره حمد و سوره قل هو الله را می خوانی، پس از آن آیه 142 سوره اعراف را بخوان :
وَ وَاعَدْنَا مُوسَی ثَلاَثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قَالَ مُوسَی لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ. (اعراف/142)
اگر چنین کنی، در ثواب حاجیان، و اعمال حجّ آنها شریک می شوی.( اقبال، ص 317)
2ـ روزه گرفتن در نُه روز اوّل. در روایتی از امام موسی کاظم(علیه السلام) نقل شده است که هر کس نُه روز اوّل ذی الحجّه را روزه بدارد، خداوند ثواب روزه تمام عمر را برای او می نویسد.( زاد المعاد، ص 240)
3ـ ابوحمزه ثمالی از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که آن حضرت، از روز اوّل تا عصر روز عرفه، پس از نماز صبح و قبل از نماز مغرب این دعا را می خواند:
اَللّـهُمَّ هذِهِ الاَْیّامُ الَّتی فَضَّلْتَها عَلَی الاَْیّامِ وَشَرَّفْتَها و …. وَ صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدوَآلِهِ اَجْمَعینَ، وَسَلَّمَ عَلَیْهِمْ تَسْلیماً.
( مصباح المتهجّد، ص 672 و اقبال، ص 322 (با اندکی تفاوت) ، مفاتیح الجنان)
4ـ آن پنج دعایی را بخواند که به فرموده امام باقر(علیه السلام) خداوند آن را بوسیله جبرئیل برای حضرت عیسی(علیه السلام) هدیه فرستاد، تا در ایّام این دهه، آنها را بخواند. آن پنج دعا چنین است:
(1) اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ، وَهُوَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ.
(2) اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لاشَریکَ لَهُ، اَحَداً صَمَداً، لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلا وَلَداً.
(3) اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، اَحَداً صَمَداً، لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ.
(4) اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، یُحْیی وَیُمیتُ، وَهُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ، وَهُوَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ.
(5) حَسْبِیَ اللهُ وَکَفی، سَمِعَ اللهُ لِمَنْ دَعا، لَیْسَ وَرآءَ اللهِ مُنْتَهی،اَشْهَدُللهِِ بِما دَعا،وَاَنَّهُ بَریءٌ مِمَّنْ تَبَرَّءَ، وَاَنَّ لِلّهِ الاْخِرَةَ وَالاُْولی.
حق مادر در کلام امام زین العابدین(ع)
یکی از مباحثی که در قرآن و روایات به شدت بر آن تأکید شده است مسئله احسان به والدین است که امام سجاد(ع) در رساله حقوق خویش بدان اشاره فرموده است.امام سجاد(ع) در بخش حقوق ارحام و اقارب، به حق مادر اشاره کرده و می فرماید:
اما حق مادر بر تو آنست که بدانی او حمل کرده است ترا نه ماه، طوریکه هیچ کس حاضر نیست این چنین دیگری را حمل کند و به تو شیره جانش را خورانده است؛ قسمی که هیچ کس دیگر حاضر نیست این کار را انجام دهد و با تمام وجود؛ با گوشش چشمش، دستش، پایش، مویش، پوست بدنش و جمیع اعضا و جوارحش ترا حمایت و مواظبت نموده است و این کار را از روی شوق و عشق انجام داده و رنج و درد و غم و گرفتاری دوران بارداری را به خاطر تو تحمل نموده است تا وقتی که خـدای متعال ترا از عالم رحم به عالم خارج انتقال داد.
پس این مادر بود که حاضر بود گرسنه بماند و تو سیر باشی، برهنه بماند و تو لباس داشته باشی، تشنه بماند و تو سیراب باشی، در آفتاب بنشیند تا تو در سایه او آرام استراحت کنی، ناراحتی را تحمل کند تا تو در نعمت و آسایش به زندگی ادامـه داده و رشد نمائی و در اثر نوازش او به خواب راحت و استراحت لذیذ دست یابی.
شکم او خانه تو و آغوش او گهواره تو و سینه او سیراب کننده تو و خود او حافظ و نگهدارنده تو بود؛ سردی و گرمی دنیا را تحمل می کرد تا تو در آسایش و ناز و نعمت زندگی کنی. پس شکرگزار مادر باش به اندازه ای که برای تو زحمت کشیده است و نمی توانی از او قدردانی نمائی مگر به عنایت و توفیق خداوند متعال.
☘ لقمه ای در مقابل لقمه ای ☘
از حضرت رضا (ع) روایت شده: در بنی اسرائیل قحطی شدید پی در پی اتفاق افتاد، زنی بیش از یک لقمه نان نداشت، آن را در دهان گذاشت تا بخورد.
فقیری فریاد زد ای کنیز خدا وای از گرسنگی، زن گفت در چنین زمان سختی صدقه دادن رواست، لقمه را از دهان بیرون آورد و به فقیر داد.
زن فرزندی کوچک داشت که در صحرا هیزم جمع میکرد، گرگی رسید و طفل صغیر را با خود برداشت و برد، مادر به دنبال گرگ دوید، خداوند جبرئیل را مأمور نجات طفل فرمود.
جبرئیل پسر بچه را از دهان گرگ گرفت و به سوی مادرش انداخت و به مادر گفت: ای کنیز خدا از نجات فرزندت راضی شدی، لقمهای در برابر لقمه ای
پاسخ به این شبهات به زودی در همین وب سایت….
1- در روانشناسی جدید از گریه نکوهش شده و آن را نشانه ضعف و زبونی دانستهاند، پس چگونه در عزاداری امام حسین(ع) به آن توصیه میشود؟
2-چرا لباس مشکی با اینکه کراهت و غم زایی دارد در مراسم عزاداری باز هم پوشیده می شود؟
پهلوانی شجاع، مداحی دلسوخته، معلمی فداکار، کشتیگیری قهرمان، رفیقی دلسوز، فرماندهی پر تلاش، استاد تهذیب نفس و انسانی عاشق خدا و…
همه این صفات را که جمع کنید، نام زیبای ابراهیم هادی نمایان می شود. سال ۵۵ در مسابقات قهرمانی کشتی آزاد تهران به فینال ۷۴ کیلو رسید. ابراهیم در اوج آمادگی بود. اما آنقدر ضعیف کشتی گرفت تا حریفش قهرمان شود! جایزه مسابقات نقدی بود. فهمیده بود حریفش برای ازدواج به این مبلغ احتیاج دارد! این را بعدها حریف او اقرار کرد. در عملیات مطلعالفجر کار سخت شد. ابراهیم شجاعانه رو به سمت دشمن اذان صبح گفت! قلبهای آنان به لرزه در آمد. هجده نفر خودشان را تسلیم کردند! آنها به سپاه اسلام پیوستند. عجیب بود. همگی آن عراقیها چند سال بعد در شلمچه به شهادت رسیدند! او بنده خالص خدا بود. کارهایش برای رضای خدا انجام میشد. برای همین یکی از عرفای بزرگ او را الگوی اخلاق عملی معرفی کرده بود. شهید گمنامی به او پیغام داد: شهدای گمنام مهمانان ویژه حضرت زهرا(س) در برزخ هستند. برای همین همیشه آرزو میکرد گمنام باشد. خدا هم دعایش را مستجاب کرد. او سالهاست در فکه مانده تا خورشیدی باشد برای راهیان نور.
کتاب «سلام بر ابراهیم» کاری است از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی که در قالب زندگینامه ای مختصر و ۶۹ خاطره درباره شهید بزرگوار و مفقود الاثر «ابراهیم هادی» منتشر شده است.
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: پدرم حضرت امام باقر(علیه السلام) به من فرمود: پسرم! در دهه نخست از ماه ذى الحجّه، هر شب میان نماز مغرب و عشا این دو رکعت نماز را ترک مکن:
در هر رکعت سوره حمد و سوره قل هو الله را مى خوانى، پس از آن این آیه (آیه 142 سوره اعراف) را مى خوانى:
وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثینَ لَیْلَةً، وَ أَتْمَمْناها بَعَشْر، فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ
و ما با موسى سى شب وعده گذاشتیم سپس آن را با ده شب دیگر تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش (با او)
أَرْبَعینَ لَیْلَةً، وَ قالَ مُوسى لاَِخیهِ هارُونَ اخْلُفْنى فى قَوْمى، وَ أَصْلِـحْ
چهل شب تمام شد و موسى به برادرش هارون گفت: جانشین من در میان قومم باش و (آنها را) اصلاح کن
وَلا تَتَّبِعْ سَبیـلَ الْمُفْسِـدینَ.
و از روش مفسدان پیروى منما.
اگر چنین کنى، در ثواب حاجیان، و اعمال حجّ آنها شریک مى شوى.(1)
2ـ روزه گرفتن در نُه روز اوّل. در روایتى از امام موسى کاظم(علیه السلام) نقل شده است که هر کس نُه روز اوّل ذى الحجّه را روزه بدارد، خداوند ثواب روزه تمام عمر را براى او مى نویسد.(2)
3ـ ابوحمزه ثمالى از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که آن حضرت، از روز اوّل تا عصر روز عرفه، پس از نماز صبح و قبل از نماز مغرب این دعا را مى خواند:
اَللّـهُمَّ هذِهِ الاَْیّامُ الَّتى فَضَّلْتَها عَلَى الاَْیّامِ وَشَرَّفْتَها، وَ قَدْ بَلَّغْتَنیها بِمَنِّکَ
خدایا این روزهایى است که برترى و شرافتش دادى بر سایر روزها و به لطف و
وَرَحْمَتِکَ، فَاَنْزِلْ عَلَیْنا مِنْ بَرَکاتِکَ، وَاَوْسِعْ عَلَیْنا فیها مِنْ نَعْمآئِکَ،
رحمتت مرا بدانها رساندى پس برکات خودت را بر ما فرو بار و از نعمتهاى خود در این روزها بر ما وسعت ده
اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْ تَهْدِیَنا فیها
خدایا من از تو خواهم که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و نیز خواهم که ما را دراین روزها به
لِسَبیلِ الْهُدى، وَالْعَفافِ وَالْغِنى، وَالْعَمَلِ فیها بِما تُحِبُّ وَتَرْضى، اَللّهُمَّ
راه هدایت و پاکدامنى و بى نیازى راهنمایى فرمایى و موفقمان دارى به انجام آنچه دوست دارى و موجب خشنودى تواست خدایا
اِنّى اَسْئَلُکَ یا مَوْضِعَ کُلِّ شَکْوى، وَیا سامِعَ کُلِّ نَجْوى، وَیا شاهِدَ کُلِّ
از تو خواهم اى جایگاه هر شکایت و اى شنواى هر سخن سِرّى و راز و اى حاضر در هر
مَلاَ، وَیا عالِمَ کُلِّ خَفِیَّة، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ اَنْ تَکْشِفَ
جمع و اى داناى هر نهان که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و بگشایى
عَنّا فیهَا الْبَلاءَ، وَ تَسْتَجیبَ لَنا فیهَا الدُّعآءَ، وَ تُقَوِّیَنا فیها وَ تُعینَنا،
در این روزها از ما بلا و گرفتارى را و مستجاب گردانى در آنها دعاى ما را و نیرو دهى به ما در این روزها و کمکمان دهى
وَتُوَفِّقَنا فیها لِما تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضى، وَعَلى مَا افْتَرَضْتَ عَلَیْنا مِنْ
و موفقمان دارى پروردگارا بدانچه دوست دارى و خشنود گردى و بر آنچه واجب کرده اى بر ما از اطاعت خودت
طاعَتِکَ، وَطـاعَةِ رَسُولِکَ وَاَهْلِ وِلایَتِکَ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ یا اَرْحَمَ
و اطاعت پیامبرت و اهل ولایتت خدایا از تو خواهم اى مهربانترین
الرّاحِمینَ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْ تَهَبَ لَنا فیهَا الرِّضا،
مهربانان که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و در این ایام خشنودى خویش را به من ببخش
اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآءِ، وَلا تَحْرِمْنا خَیْرَ ما تُنْزِلُ فیها مِنَ السَّمآءِ، وَطَهِّرْنا
که براستى تو شنواى دعایى و محروم مکن ما را از خیرى که در این روزها از آسمان فرو بارى و پاکمان کن
مِنَ الذُّنُوبِ یا عَلاّمَ الْغُیُوبِ، وَاَوْجِبْ لَنا فیها دارَ الْخُلُودِ، اَللّهُمَّ صَلِّ
از گناهان اى داناى بر نادیدنیها و واجب گردان در این ایّام براى ما خانه جاویدان را خدایا درود فرست
عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَلا تَتْرُکْ لَنا فیها ذَنْباً اِلاَّ غَفَرْتَهُ، وَلا هَمّاً اِلاَّ
بر محمّد و آل محمّد و هیچ گناهى براى ما باقى مگذار جز آن که بیامرزى و نه اندوهى جز
فَرَّجْتَهُ، وَلا دَیْناً اِلاَّ قَضَیْتَهُ، وَلا غائِباً اِلاَّ اَدَّیْتَهُ، وَلا حاجَةً مِنْ حَوائِجِ
آن که بگشایى و نه بِدهى جز آن که بپردازى و نه غایبى جز آن که به ما برسانى و نه حاجتى از حاجات
الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ اِلاَّ سَهَّلْتَها وَیَسَّرْتَها، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ، اَللّـهُمَّ یا
دنیا و آخرت جز آن که آسان و هموارش گردانى که براستى تو بر هر چیز توانایى خدایا اى
عالِمَ الْخَفِیّاتِ، یا راحِمَ الْعَبَراتِ، یا مُجیبَ الدَّعَواتِ، یا رَبَّ الاَْرَضینَ
داناى اسرار پنهان اى رحم کننده بر اشک دیدگان اى اجابت کننده دعاها اى پروردگار زمینها
وَالسَّمواتِ، یا مَنْ لا تَتَشابَهُ عَلَیْهِ الاَْصْواتُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ
و آسمانها اى که صداها(ى بیشمار) بر او اشتباه نشود درود فرست بر محمّد و آل
مُحَمَّد، وَاجْعَلْنا فیها مِنْ عُتَقآئِکَ وَطُلَقآئِکَ مِنَ النّارِ، وَالْفائِزینَ بِجَنَّتِکَ،
محمّد و قرار ده ما را در این روزها ازآزادشدگان و رهایى یافتگان از آتش و نائل شوندگان به بهشتت
وَالنّاجینَ بِرَحْمَتِکَ، یااَرْحَمَ الرّاحِمینَ، وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّد
و نجات یافتگان بوسیله رحمتت اى مهربانترین مهربانان و درود خدا بر آقاى ما محمّد و
وَآلِهِ اَجْمَعینَ، وَسَلَّمَ عَلَیْهِمْ تَسْلیماً.(3)
آلش همگى و سلام بر همه آنان باد.
4ـ آن پنج دعایى را بخواند که به فرموده امام باقر(علیه السلام) خداوند آن را بوسیله جبرئیل براى حضرت عیسى(علیه السلام) هدیه فرستاد، تا در ایّام این دهه، آنها را بخواند. آن پنج دعا چنین است:
(1) اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ
(1) گواهى دهم که معبودى جز خداى یگانه نیست که شریک ندارد از آن اوست فرمانروایى و خاص اوست ستایش هر چه خیر است
الْخَیْرُ، وَهُوَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ. (2) اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا
بدست اوست و او بر هر چیز تواناست (2) گواهى دهم که معبودى جز خداى یگانه نیست که
شَریکَ لَهُ، اَحَداً صَمَداً، لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلا وَلَداً. (3) اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ
شریک ندارد یگانه بى نیازى که همسر و فرزندى براى خود نگیرد (3) گواهى دهم که معبودى
اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، اَحَداً صَمَداً، لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ
جز خداى یگانه نیست که شریک ندارد یگانه بى نیازى که نزاید و نه زاییده شده و نیست برایش
کُفُواً اَحَدٌ. (4) اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ
همتایى هیچ کس (4) گواهى دهم که معبودى جز خداى یگانه نیست که شریکى ندارد از آن اوست فرمانروایى و خاص اوست
الْحَمْدُ، یُحْیى وَیُمیتُ، وَهُوَ حَىٌّ لا یَمُوتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ، وَهُوَ عَلى کُلِّ
ستایش زنده کند و بمیراند و اوست زنده اى که نمیرد خیر بدست اوست و او بر هر
شَىْء قَدیرٌ. (5) حَسْبِىَ اللهُ وَکَفى، سَمِعَ اللهُ لِمَنْ دَعا، لَیْسَ وَرآءَ اللهِ
چیز تواناست (5) بس است مرا خدا و کافى است بشنود خدا صداى هر کس که دعا کند وراى خدا
مُنْتَهى،اَشْهَدُللهِِ بِما دَعا،وَاَنَّهُ بَرىءٌ مِمَّنْ تَبَرَّءَ، وَاَنَّ لِلّهِ الاْخِرَةَ وَالاُْولى.(4)
انتهایى نیست گواهى دهم براى خدا بدانچه خوانده است و این که بیزار است از هر که از او بیزارى جسته و براى خداست آخرت و دنیا.
سپس حضرت عیسى(علیه السلام) پاداش فراوانى را براى صد مرتبه خواندنِ این پنج دعا ذکر فرمود.(5) مرحوم «علاّمه مجلسى» گفته است: اگر کسى هر روز هر یک از این پنج دعا را ده مرتبه بخواند (که در مدّت ده روز هر کدام را صد مرتبه خوانده است) به روایت عمل کرده است. البتّه اگر هر روز هر دعایى را صد مرتبه بخواند بهتر است.(6)
5ـ در هر روز از این دهه، این تهلیلات [لا اله إلاّ اللّه ها] را که از امیر مؤمنان(علیه السلام) نقل شده است بخواند و اگر روزى ده مرتبه بخواند بهتر است:
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الّلَیالى وَالدُّهُورِ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ اَمْواجِ الْبُحُورِ، لا
معبودى جز خدا نیست به شماره شبها و روزگاران معبودى جز خدا نیست به شماره موجهاى دریاها
اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَرَحْمَتُهُ خَیْرٌ مِمّا یَجْمَعُونَ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الشَّوْکِ
معبودى جز خدا نیست و رحمت او بهتر است از آنچه مردم جمع کنند معبودى جز خدا نیست به شماره هر خار و
وَالشَّجَرِ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَالْوَبَرِ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الْحَجَرِ
هر درخت معبودى جز خدا نیست به شماره هر مُو و کُرک معبودى جز خدا نیست به شماره هر سنگ
وَالْمَدَرِ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ لَمْحِ الْعُیُونِ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ فِى اللَّیْلِ اِذا
و کلوخ معبودى جز خدا نیست به شماره بهم خوردن چشمها معبودى جز خدا نیست در شب چون
عَسْعَسَ، وَالصُّبْحِ اِذا تَنَفَّسَ، لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الرِّیاحِ فِى الْبَرارى
تاریک شود و در صبح چون بدمد معبودى نیست جز خدا به شماره بادها در صحراها
وَالصُّخُـورِ، لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ مِـنَ الْیَـوْمِ اِلـى یَـوْمِ یُنْفَخُ فِى الصُّورِ.(7)
و کوهها معبودى جز خدا نیست از امروز تا روز نفخ
………………………………………….
1. اقبال، صفحه 317.
2. زاد المعاد، صفحه 240.
3. مصباح المتهجّد، صفحه 672 و اقبال، صفحه 322 (با اندکى تفاوت).
4. ممکن است این دعا به زبان عربى بر حضرت مسیح(علیه السلام) نازل شده باشد و نیز ممکن است حضرت امام باقر(علیه السلام) آن را به عربى تبدیل کرده باشد.
5. اقبال، صفحه 323.
6. زادالمعاد، صفحه 245.
7. اقبال، صفحه 324.
از قرآن بپرس: آیا عفاف و حجاب فقط برای خانمها است؟ به مردان با ايمان بگو: «ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند، كه اين براى آنان پاكيزهتر است، زيرا خدا به آنچه مىكنند آگاه است.» سوره مباركه نور – آيه 30
بسم الله*
با هم وارد مغازه می شویم:من و تو و دوستت!
قفسه ی آل استارها آنقدر جذاب است که قدرت فکرکردن در مورد مدلهایِ دیگر را از ما می گیرد…
به سمتِ قفسه می رویم …
سبزِ چمنی را با ذوق به دوستت نشان می دهی و می گویی:وای مهلا!همونه که می خواستم!
ببین چقدر به مانتوم میاد؟!
و ناخودآگاه چشمانِ پسرکِ کفش فروش همراه چشمانِ منو سایر مشتریانِ مغازه از شال زردرنگت تا رویِ تونیک سبزِ تو می لغزد و تو هیچ بفکر چشمان پسرک نیستی که همراهِ تونیکت،چسبیده به اندامت و کنده نمی شود!
مهلا (ایولی) می گوید و دست می برد رویِ صورتی ترینشان که حسابی دلِ مرا برده!
شیطنت آمیز به تو می گوید:نمیشه با تاب دامن سرخابی،آل استار صورتی پوشید؟!
و چقدر مستانه خنده ی تان به هوا می رود !
سرم را که بر می گردانم انگار شهر فرنگ را گذاشته اند مقابلم . . .
آبی ، نارنجی ، زرد ، صورتی ، بنفش . . .
چقدر دوستشان دارم اما - حجابم - را بیشتر! . . . زود از ذهنم بیرونشان می کنم . . . سریع مشکی ترینشان را بر می دارم . . . پسرک طعنه آمیز می گوید:خوبه!به چادرت میاد . . . !
پول کفش ها را روی میز می گذارم و خودم را لا به لایِ این آدمهایِ رنگارنگ گم می کنم . . .
تو می مانی و چشمانِ چسبیده ی پسرک که شبیه ایستادن بر سُرسُره ای مدام از بالا تا پایین بدنت لیز می خورد!
چادرم را به آغوش می گیرم . . .
خدایا شکرت که او نمی گذارد نگاهِ حرامی بر من بلغزد!
ی وقتهایی آدم ی چیزایی رو می بینه که نه تنها متأسف میشه بلکه از هر چی کار و فعالیت که کرده هم نا امید میشه … پای حرف مردم شهر که می نشینیم می بینیم مشکلات اقتصادی و مشکلات خانوادگی داره بیداد می کنه به فکر راه حل می افتی و با هزار جور دردسر و مشکل به جون خردیدن مرهمی میشیم واسه درد بی درمونشون البته نه اینکه درمان باشیم … تا می آییم به مسئولین انتقال بدیم میگن هیس … اوضاع اقتصادی شهر خرابه … تو چخ کنم چه کنم های خوذمون غرق هستیم که تیری از نامجا آباد فرهنگی یه راس بر پیکر قشر جوان و غافل شهر میخوره که هر چیز سختی رو که با هزار بدبختی رسیده بودیم پنبه می کنن و به اسم فرهنگ و تغییر روحیه به خورد قشری میدن که به کوچکترین تلنگری احتمال سققوطشان حتمیه … اره دردم من از فیلمیه که به جای اینکه بیاد درد جوانان شهر رو درمان کنه بدتر از همون راهی که هستند منحرفشون میکنه … و متأسفانه تلاش ماهها مسئولان مذهبی شهر که در صدد اصلاح وضع موجود بودند رو چند روزه بر باد دادند … و با اکران چنین فیلم رنگ و لعاب داری تنها یک مشت بی فرهنگی و بی اخلاقی رو تو رگهای جوانان غافل ما تزریق کردند … و همه تنها با تکان دادن سر و اظهار تأسف از کنارش گذشتند و هیچ کس جرأت اعتراض ندارد که نکنه به فلان مسئول بر نخوره و یا بعضا به او لقب بی فرهنگ و … ندن…
واقعا باید به حال این شهر و آدمهاش تأسف که نه اشک خون ریخت که دارن دستی دستی نسل آینده رو شکوفا نشده سرنگون می کنند … حال تصمیم با خود بافقی هاس که سر در گریبان غفات نهند و یا ….
و یا این هم بگذرد به سان خیلی مسائلی که پیش آمد و گذشت و تنها جنجال چند روزه و آثار مخرب آن بر پیکر جامعه جا ماند …
ای کاش این شهر فقط یک نفر دلسوز داشت تا از این خرابی و ویرانی رهایی یابد …. ای کاش….
ی وقتهایی آدم ی چیزایی رو می بینه که نه تنها متأسف میشه بلکه از هر چی کار و فعالیت که کرده هم نا امید میشه … پای حرف مردم شهر که می نشینیم می بینیم مشکلات اقتصادی و مشکلات خانوادگی داره بیداد می کنه به فکر راه حل می افتی و با هزار جور دردسر و مشکل به جون خردیدن مرهمی میشیم واسه درد بی درمونشون البته نه اینکه درمان باشیم … تا می آییم به مسئولین انتقال بدیم میگن هیس … اوضاع اقتصادی شهر خرابه … تو چخ کنم چه کنم های خوذمون غرق هستیم که تیری از نامجا آباد فرهنگی یه راس بر پیکر قشر جوان و غافل شهر میخوره که هر چیز سختی رو که با هزار بدبختی رسیده بودیم پنبه می کنن و به اسم فرهنگ و تغییر روحیه به خورد قشری میدن که به کوچکترین تلنگری احتمال سققوطشان حتمیه … اره دردم من از فیلمیه که به جای اینکه بیاد درد جوانان شهر رو درمان کنه بدتر از همون راهی که هستند منحرفشون میکنه … و متأسفانه تلاش ماهها مسئولان مذهبی شهر که در صدد اصلاح وضع موجود بودند رو چند روزه بر باد دادند … و با اکران چنین فیلم رنگ و لعاب داری تنها یک مشت بی فرهنگی و بی اخلاقی رو تو رگهای جوانان غافل ما تزریق کردند … و همه تنها با تکان دادن سر و اظهار تأسف از کنارش گذشتند و هیچ کس جرأت اعتراض ندارد که نکنه به فلان مسئول بر نخوره و یا بعضا به او لقب بی فرهنگ و … ندن…
واقعا باید به حال این شهر و آدمهاش تأسف که نه اشک خون ریخت که دارن دستی دستی نسل آینده رو شکوفا نشده سرنگون می کنند … حال تصمیم با خود بافقی هاس که سر در گریبان غفات نهند و یا ….
و یا این هم بگذرد به سان خیلی مسائلی که پیش آمد و گذشت و تنها جنجال چند روزه و آثار مخرب آن بر پیکر جامعه جا ماند …
ای کاش این شهر فقط یک نفر دلسوز داشت تا از این خرابی و ویرانی رهایی یابد …. ای کاش….



اَلعـَبد…آیَتـــُ اللّہ بَهجَـتـــْ(ره)]
????????????????????????????????????????
???? #آیــت_الله_محمد_تقی_بهجتــ :
???? رسیدگی به همسر و فرزندان :
???? یکی از توصیه هایی که حضرت آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه) داشتند این بود که می فرمودند : به خانه که می رسید کتاب ها را بگذارید پشت در ولی مراقب باشید که ندزدند!
♻️ یعنی طوری نشود که وقتی به خانه می روید ، تازه بخواهید چیزی بنویسید و کتابی بخوانید و بند کتاب و کامپیوتر و … بشوید ;
✨ اشتباه است ، دیگر الان باید یک وقتی را بگذارید برای زن و فرزند و اهل خانه .
3.تفسیر دعای مخصوص ماه رجب 3
* یا من یعطی الکثیر بالقلیل: ای آن که در مقابل اعمال اندک و ناچیز ما، پاداش بسیار عطا می نمایی.
معمولاً در معاملات دنیوی چون نفع شخصی مطرح است لذا هر کس سعی می کند که نفعش حداکثر باشد (بنا به خوی کمال جویی آدمی). اما خداوند از خزانه فضل و کرم خویش معامله را انجام می دهد و نه بر اساس نفع شخصی. پس در مقابل کم ما، زیادت عطا می کند چون از خزانه غیب او چیزی کسر نمی شود و در واقع صفت رحمان، کریم و … درباره خداوند یک جنبه اش این است که هر چه او خرج کند کسر نمی آورد.
* یا من یعطی من سئله. یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمة: ای کسی که به هر نیازمند و حاجت مندی عطا می کنی، ای که عطا می کنی به کسی که تو را نمی خواند و از تو چیزی نمی خواهد و تو را نمی شناسد که صاحب مهر و عطوفت و رحمت هستی.مقام تکدی و گدایی آستان ربوبی، مقامی بس بزرگ است چون اگر انسان، گدای در خانه حق شد دیگر گدایی بنده ای مثل خود را نمی کند. به قول صائب تبریزی:
دست طلب چو پیش کسان می کنی دراز
پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش
لذا آدمی اگر می خواهد گدایی و اعلام حاجت کند بهتر است که نزد خود خدا برود و خوب هم گدایی کند تا نتیجه بگیرد. چون اگر یک بار یا دوبار پذیرفته نشدی، بالاخره تو را قبول می کنند.
صد بار اگر توبه شکستی باز آ این درگه ما درگه نومیدی نیست
و به قول معروف: گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟ پس اگر بتوان سائل آستان الهی شد و آدمی را به عنوان گدای در خانه پذیرفتند، خوشا به سعادت و به آن مقام.
” دست حاجت چو بری پیش خداوندی بر که کریم است و رحیم است و غفور است و ودود” (سعدی). مطلب دیگر آن که خدا به آنهایی هم که او را نمی خوانند و به فکر او نیستند، جود و کرم و عطا ارزانی می نماید، منتها آنچه که به سائلان می دهد طبعاً ارزشمندتراست و در مقایسه با آنچه که به تعبیری به خدانشناسان می دهد جلوه دیگری دارد. با این حال همه مشمول الطاف او هستند، همه بر سر سفره گسترده پر خیر و برکت او هستند.” ای که از خزانه کرمت، گبر و ترسا وظیفه خور داری.”
* اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره: عطا کن به من در مقابل خواهش و خواسته ام همه خیر دنیا و همه خیر آخرت را.
تا اینجا هر چه گفته شد در واقع زمینه سازی و مقدمه چینی بود برای بیان اصل حرف . چون قبلا گفته شد (یا من یعطی) و حال می گوییم (اعطنی) یعنی سر اصل موضوع رفته است. خوب حالا چه و چگونه بگوییم؟ این که انسان حواسش موقع اعلام خواسته و نیاز جمع باشد و خود را گم نکند و یا کم و کسر نگوید که بعداً مایه پشیمانی شود خیلی مهم است. شاید بارها برای شما پیش آمده باشد که با کسی حرفی، صحبتی داشته اید اما بعد با خود گفته باشید که ای کاش این و آن را هم می گفتم یا نمی گفتم. در اینجا نیز با همان لحن و حالت گدایی آستان ربوبی می گوییم عطا کن. و این عطا کن را سفت و محکم می کنیم با ” ایاک". چون فقط اوست که می تواند این خواسته را برآورده سازد.این که می گویند از خدا کم نخواهید در ظاهر ممکن است جمله ساده ای باشد ولی واقعاً کارساز است چون خداوند متعال فرموده که: اجابت می کنم خواسته دعا کننده را (اجیب دعوة الداع اذا دعان)؛و ظرافت کار در اینجاست که دوبار کلمه ” جمیع” را آورده، یعنی هم برای دنیا و هم برای آخرت و بدین ترتیب هیچ چیزی را کم و کسر نگذاشته است؛ به این می گویند خواستن و طلب نمودن.
* واصرف عنی بمسئلتی ایاک جمیع شر الدنیا و شر الاخره. فانه غیر منقوص ما اعطیت: و دور کن از من بنا برخواسته و خواهشم جمیع شر و بدی دنیا و شر و بدی آخرت را، زیرا هر چقدر تو عطا کنی (از خزانه فضل و کرمت) کم نمی شود.
در این دعا اول خوبی ها و خیرات را طلب نمودیم و حالا طلب می کنیم که بدی ها از ما دفع گردد.
در دنیا ما امور شر و خلاف و منفی و … زیاد داریم، ولی در آخرت مقصود از شر و بدی انعکاس اعمال ماست. جالب است که کلمه عطا و مشتقات آن در تمام طول دعا آمده و این صفت خداوند همواره تذکر و یادآوری شده است.
* و زدنی من فضلک یا کریم: و بیفزا برای من از فضل و بخشش.
حالا تمام خواسته ما به طور تمام و کمال مطرح شده اما برای اطمینان بیشتر و محکم کاری کلمه ” زدنی” را هم آورده یعنی سوای آنچه گفتیم و نگفتیم و هر چه که خواستیم و نخواستیم، آنچه را که ما از قلم انداخته ایم و تو صلاح می دانی آن را نیز اضافه کن؛ چرا که تو صاحب فضل و کرم هستی. چون جهان مادی ما نسبی است لذا عقل و فهم و درک ما هم نسبی است و ممکن است در این گیرودار دعا و اعلام حاجت و نیاز چیزی از خاطر ما برود و یا موضوعی باشد که به صلاح ما باشد منتها بی اطلاع باشیم بنابراین با این کلمه ” زدنی” حجت را تمام می کنیم و بقیه کارها را نیز به دست خدا می سپاریم و این راه و رسم سائلی است که می خواهد از خداوند چیزی را طلب کند. اگر دقت کنیم می بینیم سه کلمه امری آورده که جنبه خواهش و دعا دارد: 1- اعطنی (عطا کن، ببخش) 2- واصرف (دور کن، دفع کن) 3- زدنی (زیاد کن، بیافزای) در حقیقت به نوعی خاصیت جذب خوبی ها و دفع بدی ها هم در دعا مطرح شده است که خود جنبه تربیتی دارد. حال مثالی می زنیم: فرض کنید یک پدری می خواهد به یک مأموریت دور و طولانی برود. هنگام خداحافظی با خانواده، فرزندش بهانه می گیرد. داد و فریاد و گریه می کند که باید مرا هم با خود ببری اما هرچه برایش توضیح می دهند که نمی شود، ابتدا قبول نمی کند ولی در نهایت می پذیرد که به شرط آوردن یک هدیه خوب و مناسب به همراه پدر نرود و در خانه بماند.
اکنون پدر از فرزند سئوال می کند که دوست داری چه چیزی برایت بیاورم ؟ اگر او در جواب پدر بگوید مثلاً فلان لباس یا اسباب بازی را بیاور، خوب تکلیف پدر معلوم می شود ولی اگر بچه هوشیار و زرنگ باشد می گوید: پدر! هر چه خود دیدی برای من خوب و مناسب است همان را بیاور. این پدر هنگام خرید برای فرزندش، جمله او را به یاد می آورد و خرید کردن برایش دشوار می شود. به عبارتی این یعنی همان نقش ” “زدنی” در دعا. اینجاست که پدر وسواس و توجه خاصی را مبذول می کند تا هدیه ای بخرد که مورد قبول فرزند قرار گیرد؛ پس سعی می کند که بهترین و مفیدترین ها را برای او بخرد.
دعا
حضرت امام صادق(علیه السلام) به آن شخص فرمودند حالا با دست چپ محاسن خود را بگیر و انگشت نشانه دست راست را به طرفین حرکت بده و این دعا را بخوان:
* یا ذالجلال و الاکرام یا ذالنعماء والجود یا ذاالمن و الطول حرم شیبتی علی النار: ای صاحب جاه و جلال و اکرام، ای صاحب نعمتها و جود و بخشش، ای کسی که بر ما منت می گذاری و (حاجات ما را برآورده می سازی) و ای بلند مرتبه سخاوتمند، آتش جهنم را بر موی سفید من حرام گردان.
در این قسمت از دعا ما می گوییم خدایا هر چه خواستیم و نخواستیم باز هم به کنار، یک چیزی هم این آخر دعا می خواهیم که خیلی مهم است و آن این که خدایا آتش را بر این موهای ما حرام گردان. چرا گفته بر موها حرام کن و نگفته مثلاً آتش را بر دست و یا پا و زبان و یا … حرام کن؟ این هم از آن نکته ها و صفاتی است که یک سائل خوب و با حواس و یک گدای هوشیار باید دارا باشد. چون حساس ترین عضو بدن در مقابل آتش همین “مو” است لذا اگر آتش بر موها حرام شود طبیعتاً تمام اعضاء از سرتا پا در امان خواهد بود و دیگر خبری از سوختن نیست؛ و به این می گویند دعا، به این می گویند درخواست و به این می شود گفت گدایی در خانه خدا که حقیقتاً چه گدایی با صفایی است. تکان دادن دست به طرفین می تواند نشانه ای از زار بودن اوضاع، و گریه و پشیمانی و ندامت فرد باشد و شاید به این ترتیب، دعا می خواهد بگوید که خدایا با دست راست که دست بیعت و قسم است با تو پیمان می بندم و قول می دهم که مرتکب اعمال زشت نشوم. پس به ما رحم کن و ما را ببخش. برحمتک یا ارحم الراحمین. آمین یا رب العالمین.
2.تفسیر دعای ماه رجب 2
* و آمن سخطه عند کل شر: و در امان هستم از هر نوع شر و بدی ناشی از خشم و غضب او.
ما انسان ها در دنیا ممکن است در طول زندگی خود اغلب دچار شر و بدی دیگران شویم. یعنی از شر افراد در امان نیستیم. مثل دعواها، سرقت ها، مردم آزاری ها، و اذیت ها و …
از سوی دیگر به قول معروف می گویند که جواب های، هوی است. یعنی اگر به کسی بی احترامی کنیم، تهمت بزنیم، ناسزا بگوییم و تعرض کنیم، در مقابل، جوابی شبیه به آن و یا بدتر از آن را دریافت خواهیم کرد.
اما رابطه شر و بدی ما با خداوند این گونه نیست. چون اگر ما فرد بد و شرور و گناهکاری باشیم، خداوند از در بدی و شر بر ما وارد نمی شود و بر مقدار و شدت آن نمی افزاید. بلکه حساب اعمال زشت و سیئات ما به همان اندازه ای که باید عقوبت شود ثبت و ضبط می گردد. در حالی که اگر اعمال نیک و خوب انجام دهیم، ده برابر آن را جزا و پاداش می دهد ( من جاء بالحسنة فله عشر امثالها… .” ( انعام / 160)
و حتی بالاتر از این، گاهی لطف و کرم و سخاوت خداوند در مقابل عمل خیر و نیکوی ما طوری است و به اندازه ای است که جزای آن خارج از حساب و شمارش است. “… و من عمل صالحاً… فاولئک یدخلون الجنة یرزقون فیها بغیر حساب."( مؤمن / 40) وای بر ما که چقدر غافل و ناسپاسیم.
بنابراین، ما از ناحیه خداوند در امنیت و پناه هستیم و او شر و بدی به ما نمی رساند.
در اینجا این سوال پیش می آید که پس چرا ما از جهنم می ترسیم و جهنم برای چیست؟
در پاسخ باید گفت: اگر جهنم و عقوبتی دردناک برای ما ترسیم شده است، در واقع انعکاس اعمال بد ماست، ما چطور وقتی دروغ می گوییم، شهادت نابجا می دهیم، قسم غیر واقعی می خوریم و خلاصه عمل زشتی مرتکب می شویم، پشیمان شدیم و خود را ملامت می کنیم و لذتی از کار خود نمی بریم و دائم وجدان ما بر ما فریاد می زند و روزگار برایمان تیره و تار می شود و در حقیقت برای خود جهنم درست می کنیم و به دام می افتیم و رسوا می شویم و آبروریزی می شود و… آنجا هم جهنم آیینه اعمال زشتی است که مرتکب شده ایم.
از سوی دیگر، خداوند متعال، خالق ماست و خالق نیازی ندارد که به مخلوق خود شر و بدی برساند. چون تمام حیات و داشته های مخلوق از اوست و مخلوق قدرت و توانایی مقابله با خالق را ندارد، چون از اول وجود خارجی نداشته است. پس تصور این که اگر بلایی، مصیبتی، حادثه ای بر سر ما می آید، مقصر خداوند است یا خدا می خواسته عمداً به ما ضرری برساند (نستجیر بالله)، حرف و خیال باطلی است، و ما باید به حال و روز و اوضاع خود نگاه کنیم که چه کرده ایم که اینگونه نصیبمان شده است.
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
شرح دعا
* یا من ارجوه لکل خیر: ای کسی که در هر امر خیری به تو امید دارم.
انسان موجودی است که با امید و انگیزه و هدف زنده است و انسان آگاه سعی می کند امور خود را به خدا متصل نماید. بالاخص آن که امور آدمی؛ خیرات و خوبی ها هم باشند. مانند این که اگر چیز خیری در دنیا نصیب ما می شود، آن را از خدا بدانیم و بگوییم (هذا من فضل ربی) و اگر مصیبت و گرفتاری هم پیش می آید، صبر و مقاومت داشته و از خدا طلب یاری و رفع مشکل نماییم ” الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون.” ( بقره/ 156)
اگر دقت کنیم می بینیم که بسیاری از آیات قرآن کریم نیز محتوای امید دهنده، انگیزشی و تشویق کننده دارند. به طور نمونه در آیات گوناگون در قبال انجام عمل نیک و پرهیز از گناهان، بهشت و نعمت های جاوید و فرح بخش به ما عطا می کنند (ان الذین آمنوا و عملواالصالحات … اولئک لهم جنات عدن تجری من تحتهم الانهار … (کهف / 30- 31)
بنابراین گره زدن تمامی امور خیر و نیک به لطف و مشیت خداوند (توکل) و درخواست مساعدت و کمک از او، ویژگی بزرگی است که بزرگان به آن توجه و عنایت دارند.
در دعا آمده ( لکل خیر) و نگفته یک خیر یا دو خیرات بلکه تمام امور خیر، و این مطلب قابل تأملی است. در واقع دل سپرده کسی است که نگذارد نقطه اتصال به منبع فیض دچار انفصال شود.
به عبارت دیگر دل سپرده به درگاه ذات اقدس الهی همواره اینگونه بر لب دارد که:
“حیاتی و مماتی لله رب العالمین؛ تمامی زندگی و مرگ من برای خدای هر دو جهان است.”
این بخش از کلام، مطلب بسیار آموزنده ای از کلام گهربار امام علی علیه السلام را به خاطر می آورد که :
خوشا به حال مؤمنی که زندگی اش (برای یافتن بعضی از صفات نیک) مانند زندگی (معنی دار) سگ باشد، چون در این حیوان 10 خصلت نیکو وجود دارد:
1- سگ در میان مردم قدر و قیمتی ندارد و این حال مسکینان است.
2- سگ، مال و ثروت و ملکی ندارد، و این صفت مجردان است.
3- سگ، خانه و لانه معینی ندارد و هر کجا که برود، رفته است و این حال متوکلان است.
4- سگ اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است.
5- سگ اگر از صاحب خود تازیانه بخورد باز هم در خانه او را رها نمی کند و این عادت مریدان است.
6- سگ، درشب تنها مدت کمی می خوابد و این حال دوستداران خداست.
7- سگ، با آن که رانده می شود و ستم می کشد ولی وقتی او را صدا می زنند بدون دلگیری باز می گردد و این نشانه فروتنان است.
8- سگ، از خوراکی که صاحبش به او می دهد، راضی است و این حال قانعان است.
9- سگ بیشتر اوقات ساکت و خاموش است، و این علامت خائفان است.
10- سگ، وقتی می میرد، از خود میراثی به جای نمی گذارد و این حال زاهدان است. (1)
بنابراین، ما تلاش می کنیم، برنامه ریزی می کنیم، برای خود هدف و آینده ای را ترسیم می نماییم و سعی می کنیم از فرصت ها استفاده کنیم و در طریق خداوند قدم برداریم و… و در نهایت همه اینها را متصل می کنیم و به خداوند واگذار می کنیم ” و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد.” ( مؤمن / 44)
دعا
دلی كه سینه زن هر شب محرم شد
صدای هر تپشش ذكر یا حسینَم شد
به یاد غربت یك لحظة تو این گونه
بساط گریة هر روز من فرا هم شد
شبی كه در دل من خیمه زد غم از هر سو
دلم حسینیة بغض و آه و ماتم شد
فدای زلف پریشان تو كه بر نیزه
برای قافله سالاری تو پرچم شد
فرشته مثل رقیه سیاه می پوشد
حسین ! سایة تو از سر همه كم شد
همیشه هر شب جمعه امید دارم كه
دوباره زائر شش گوشة تو خواهم شد
قسم به عشق كه رنگ حسین می گیرد
دلی كه سینه زن هر شب محرم شد
شعر ورود به محرم ، مناجات با امام زمان (عج)
گریز به گودال
مه اشک است بیایید محرم آمد
ماه ذریه ی پیغمبر اکرم آمد
خواستم ، آیه بخوانم کمی آرام شوم
از قضا بر لب من سوره ی مریم آمد
“کاف” و “حا” خواندم و دل بوی بلا را حس کرد
یاد از شال عزای تو گل نرجس کرد
گل نرجس بخدا یک دل پر غم داری
بیشتر از همه، تو شوق محرم داری
کربلا ، مکه ، نجف ، کوی منا یا عرفات
آه…. امسال کجا خیمه ی ماتم داری
بخدا من به تو و گریه ی تو حساسم
نوکرم ، عبد توام، گرچه نمک نشناسم
خیمه ای سبز به پا کردی و تنها تنها
می کنی گریه و ای کاش کنی یاد از ما
جای اشک از سر مژگان تو خون می ریزد
ذکر لبهای من غمزده هم “ای آقا”
جان من آه نکش، گریه نکن مولا جان
مثل یعقوب نشین گوشه ی بیت الاحزان
اینقدر یاد رقیه نکن و داد نزن
از غم شام بلا اینهمه فریاد نزن
هی به سر می زنی و روضه ی سر می خوانی
مثل ویرانه شدی خانه ات آباد ، نزن
ای فدای سر تو جان من و اجدادم
یاد گودال و تن و نیزه و سر افتادم
شمر تا رفت، تنش زیر لگدها افتاد
خواهرش در وسط دسته ی بدها افتاد
تازه از دست سنان و همه راحت شده بود
روی آن پیکر سم دیده چه ردها افتاد
تا که افتاد حسین، حضرت زهرا غش کرد
آنقدر خورد زمین زینب کبری، غش کرد
پاییز است و فصل انار و باید حداکثر استفاده را از این میوه سرشار از خاصیت برد. انار به عقیده پزشکان قدیم اکسیر حیات است. خاصیت غذایی آن کم، ولی تصفیهکننده خون است. خوردن آن از ابتلا به بیماری قند جلوگیری میکند و تقویتکننده کبد است. برای آسم و درد و ناراحتی سینه و سرفههای شدید بسیار مفید است؛ بخصوص اگر انار شیرین را سوراخ کرده و روغن بادام شیرین داخل آن بریزید و پس از حرارت آن میل کنید.
مخلوط جوشانده آب انار، شکر، نشاسته و روغن بادام تقویتکننده دستگاه گوارش و مثانه است.
انار ترش و شیرین (مینوش) برای پایین آوردن فشار خون بسیار مفید است.
انار سموم دخانیات را دفع میکند و برای افراد سیگاری بسیار موثر است.
اگر انار را با پوست و دانه به طور کامل بپزید و سپس آن را کوبیده و روی محلهایی که خارش دارد بگذارید، خارش را برطرف میکند.
اگر آب انار را در دهان مزه مزه کنید جوش و زخمهای دهان را برطرف میکند، بهترین مرهم برای انار پخته زخم گوشه ناخن است.
سرمه انار برای جلوگیری از ریزش آب چشم مفید است.
مخلوط رب انار و عسل درمان زخم است و در ضمن این مخلوط را اگر کمی در گوش بچکانید درد گوش را برطرف میکند. همچنین داخل انار را خالی کرده و روغن گل سرخ در آن بریزید و کنار آتش و حرارت بگذارید تا کمکم گرم شود. سپس کمی از آن را بعد از این که خنک شد در گوش بریزید. این مخلوط برای درد گوش بسیار مفید است.
انار را بسوزانید و آن را با عسل مخلوط کنید و روی سینه بمالید. برای درمان سرفههای شدید خونی بسیار مفید است.
اگر پوست انار را بجوشانید و آن را مزهمزه کنید برای استحکام لثهها موثر است.
خوردن پوست پخته انار دفعکننده کرمهای معده و روده است.
مزه مزه کردن آب پوست پخته انار برای دندان درد مفید است.
رب انار درمان اسهال است و برای رفع تشنگی مفرط و تبهای تند مفید است و رنگ رخسار را باز میکند، پوست را شفاف میکند و نشاطآور است.
عصاره گل انار همراه با گلاب را اگر در چشم بچکانید و کمی به چشم استراحت دهید، دید را تقویت کرده و خستگی چشم را برطرف میکند.
اگر گل انار را پخته و به صورت خمیر درآورید و به قسمتهایی از پا که با کفش زخم شده یا ترک پا بمالید آن را درمان میکند.
اگر هر روز صبح چند غنچه گل انار را ناشتا بخورید تا مدتها از زدن جوش و کورک در امان خواهید بود.
خوردن شربت انار از حالت دلبههمخوردگی و استفراغ جلوگیری کرده و معده را تقویت میکند. برای تهیه شربت انار حدود شش کیلو انار ترش و شیرین را دانه کنید به طوری که پوستهای سفید داخل انار با دانههای آن مخلوط شود. آن را خوب بکوبید و آب آن را بگیرید. همراه با حدود دو تا سه کیلو قند بجوشانید تا قوام بیاید و بعد با آب مخلوط کنید و میل کنید.
حادثهی مرگبار منا در روزهای پیش مردم کشورمان را داغدار کرده است، فاجعه ای که همزمان با روز عید قربان و هنگام حرکت زائران در مسیر رمی جمرات بر اثر سوءمدیریت و بی کفایتی مسئولان سعودی رخ داد. بدینصورت که فشرده شدن جمعیت در فضایی محدود باعث خفگی و مرگ هزاران نفر از حجاج شد و حج امسال را به عزایی عمومی برای مسلمانان تبدیل کرد، اما آیا رخ دادن این فاجعه قابل پیشگیری نبود؟ متخصصان دلایل این واقعه را بررسی میکنند؛ با ما همراه باشید.
وقوع حادثهای وحشتناک در طول مراسم حج تمتع امسال در عربستان سعودی باعث کشته شدن هزاران نفر از حجاج و چند صد نفر (حدود 464 نفر) از مردم کشورمان شد، برای افرادی که تصور درستی از وضعیت جمعیت حجاج ندارند این سؤال پیش میآید که چرا افراد نتوانستهاند از آنجا فرار کنند یا خودشان را به نقطهی امنی برسانند، چگونه در این حادثه هنگامی که ازدحام جمعیت به سطح خطرناکی رسیده است مردم وحشت زده و پراکنده نشدهاند، استفان ریچر استاد روانشناسی جمعیت دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند در این مورد میگوید:
تفکرهای سنتی در مورد روانشناسی جمعیتهای این چنینی کاملاً اشتباه است، وحشت زدگی و آشوب باعث ماندن مردم در زیر پای یکدیگر و فاجعه میشود اما تحقیقات نشان دادهاند که در حوادث این چنینی به طور کل مردم نمیتوانند از جای خود حرکت بکنند، چه برسد به اینکه فرار کنند!
به جای یک تقلای دیوانهوار در میان جمعیت برای خروج از آن وضعیت، فاجعه به شکلی بسیار سادهتر آغاز میشود، به علت گرما و تنگی جا چند نفر در میان جمعیت بدحال شده و بر روی زمین میافتند، افراد پشت سر سعی میکنند حرکت نکنند اما سیل عظیم جمعیت پشت سرشان به حرکت ادامه میدهد، زیرا از اتفاقی که در جلویشان افتاده بیاطلاع هستند، و این زمانی است که فاجعه آغاز میشود. ریچر میگوید: در این نوع حوادث بیشتر از نیمی از مرگ و میر به علت خفگی رخ میدهد، مردم به حدی به یکدیگر فشرده میشوند که دیگر فضای کافی برای نفس کشیدن وجود ندارد.
هنگامی که تراکم جمعیت در هر متر مربع به چهار نفر برسد، به میزان خطرناک خود رسیده است. بنابراین چه زمانی جریان مردمی که به آرامی و آرامش در کنار یکدیگر حرکت میکنند به تودهای فشرده و مرگبار از جمعیت تبدیل میشوند؟ به طور کلی میتوان به این سؤال اینگونه پاسخ داد که هنگامی که تراکم جمعیت در هر متر مربع به چهار نفر برسد سطح تراکم به میزان خطرناک خود رسیده است. تماس فیزیکی میان افراد امواجی از هل دادن به عقب و جلو در میان جمعیت تولید میکند که به طور بالقوه امکان ایجاد تلفات را به وجود میآورد. گزارشهای شاهدان عینی از فاجعهی منا نیز این گفته را تأیید میکند. عبدالله لطفی یکی از بازماندگان این فاجعه در مصاحبهای با اسوشیتدپرس میگوید:
جمعیت مانند موج شده بود، جلو میرفت و ناگهان به عقب باز میگشت. من فردی را دیدم که بر روی فردی که بر روی صندلی چرخدار بود افتاد و چند نفر دیگر نیز بر روی او افتادند، مردم برای نفس کشیدن از یکدیگر بالا میرفتند.
مراسم حج دارای سابقهی طولانی از حوادث غم انگیز به دلیلی ازدحام بیش از حد بوده است. هر سال بیش از ۲ میلیون نفر برای انجام این مراسم به مکه میروند، بدترین حادثهی پیش از این در سال ۱۹۹۰ رخ داده بود؛ هنگامی که به دلیل اشکال در سیستم تهویهی یک تونل بیشتر از ۱۴۰۰ نفر از حجاج جان خود را از دست دادند.
اگرچه غرق شدن در سیل عظیم جمعیت متراکم به نظر خطرناک میرسد، اما احساس هدف مشترک و همبستگی میان جمعیت مانع از به وجود آمدن حس ناامنی در بین افراد میشود. در اینگونه مراسم روانشناسی جمعیت میتواند همه چیز را بهتر کنترل کند و باعث هماهنگی بهتر میان مردم و حتی کمک به افرادی که با مشکل مواجه شدهاند بشود. اما بزرگترین خطر آن است که در میان افراد درون جمعیت نوعی احساس امنیت کاذب به وجود میآید که آنها جزئی از جمعیتی هستند که امنیتشان تضمین شده و قرار است به سلامت بگذرند و همین باعث میشود تا زمانی که تراکم به نقطهی خطرناک نرسیده متوجه خطر نشوند.
سلام دوستان جهت مشاهده خبرهای حوزه علمیه الزهرا(س) بافق می توانید به آدرس زیر مراجعه فرمائید منتظر نظرات شما هستم ….
ولادت
عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.
از دوران كودكی شيخ بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. اما او خود، از قول مادرش نقل میكند كه:
« موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذايی را به خانه آورد] خواستم بخورم ديدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم میكوبی، احساس كردم كه از اين غذا نبايد بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسيدم….؟ پدرت گفت حقيقت اين است كه اين ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار میكنم] آوردهام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »
اين حكايت نشان میدهد كه پدر شيخ ويژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شيخ نقل شده است كه:
« احسان و اطعام يك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گرديده كه خداوند متعال او را از صلب اين پدر خارج سازد. »
شيخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه يكی از دخترانش در كودكی از دنيا رفت.
خصوصیات اخلاقی
جناب شيخ بسيار مهربان، خوشرو، خوش اخلاق، متين و مؤدب بود. هميشه دو زانو می نشست، به پشتی تكيه نمیكرد، هميشه كمی دور از پشتی مینشست. ممكن نبود با كسی دست بدهد و دستش را زودتر از او بكشد. خيلی آرامش داشت. هنگام صحبت اغلب خنده رو بود. به ندرت عصبانی میشد. عصبانيت او وقتی بود كه شيطان و نفس سراغ او میآمدند. در اين هنگام سراسر وجودش را خشم فرا میگرفت و از خانه بيرون میرفت و آن گاه كه خود را بر نفس چيره میيافت، آرام باز می گشت.
نكته مهمی كه در حسن خلق، مورد توجه شيخ بود و ديگران را نيز بدان توصيه میفرمود، اين بود كه انسان بايد برای خدا خوش اخلاق باشد و با مردم خوش رفتاری كند. در اين باره میفرمود:
« تواضع و حسن خلق، برای خدا، نه برای جلب مردم به سوی خود و رياكارانه.»
شيخ بسيار كم حرف بود، حركات و سكنات او به خوبی نشان میداد كه در حال فكر و ذكر و توجه به خداست. اول و آخر صحبتش خدا بود. نگاه به او، انسان را با خدا آشنا میكرد.
در جلسات دعا، بسيار گريه میكرد. هرگاه اشعار حافظ يا طاقديس خوانده میشد میگريست. در عين گريه، قادر بود تبسم كند و بخندد و يا مطلبی را نقل كند كه همه را از كسالت بيرون بياورد. نسبت به وجود مقدس اميرالمؤمنين(ع) بسيار عشق میورزيد، مانند پروانه گرد شمع وجودش پر و بال میزد، هنگامی كه مینشست در هر چند نفس، يك بار ذكر:
« يا علی ادركنی »
را تكرار میكرد.

با غیظ نگاهش می کنم.می گویم: « اخوی ! به کارت برس. »
می گوید: « مگه غیر اینه ؟ ما این جا داریم عرق می ریزیم تو این گرما ؛ آقا فرمانده لشکر نشستن تو سنگر فرماندهی، هی دستور میدن. »
تحمّلم تمام می شود. داد می زنم:« من خودم بلدم قایق برانم ها. گفته باشم، یه کم دیگه حرف بزنی، همین جا پرتت می کنم توی آب، با همین یه دست تا اون ور اروند شنا کنی، اصلا ببینم تو تا حالا حسین خرازی رو دیدی که پشت سرش لغز می خونی؟ »
می خندد و می گوید: « مگه تو دیدی؟»
منبع:نرم افزار صد خاطره
تصویر:سایت شهید آوینی

به مناسبت فرارسیدن ایام سالگرد رحلت عالم ربانی، فقیه عالیقدر و عارف روشن ضمیر حضرت آیتالله آقای حاج شیخ محمدتقی بهجت قدساللهنفسهالزکیه، پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR توصیهای از ایشان به حضرت آیتالله خامنهای برای خواندن یکی از ادعیه را منتشر میکند.
رهبر انقلاب در دیدار با اساتید، فضلا و طلاب نخبهی حوزه علمیه قم در تاریخ ۱۳۸۹/۸/۲ در ذیل شرح حدیثی، توصیهی مرحوم آیتالله بهجت را برای خواندن دعای «یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک» بیان کردند و فرمودند:
«مرحوم آقای بهجت (رضوان الله تعالی علیه) میفرمودند این دعا را زیاد بخوانید: «یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک». ممکن بود یک اشکال مقدّری وجود داشته باشد، ایشان به آن هم جواب میداد. ممکن بود کسی بگوید وقتی میگوئیم «ثبت قلبی علی دینک»، ما که دینمان درست است، منطقی است، مستحکم است، این برای آن طبقات پایین است. ایشان میفرمود در هر طبقهای که دل انسان و ایمان انسان و دینداری انسان هست، تنزل از آن طبقه، برگشت است. «ثبت قلبی علی دینک» یعنی دین را در همان طبقهی عالی نگه دار و تثبیت کن. اگر این شد، آن وقت زندگی میشود شیرین، مرگ هم مرگ راحت. یکی از مشکلات اساسی ماها، مشکل مردن است. امام سجاد (علیه السلام) به خداوند متعال عرض میکند: «امتنا مهتدین غیر ضالین، طائعین غیر مستکرهین غیر عاصین». خب، انسان در همهی طول عمر در طریق هدایت بوده، اما باز امام دعا می کند که: «امتنا مهتدین غیر ضالین، طائعین غیر مستکرهین غیر عاصین»؛ معلوم میشود خطرناک است.
حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است
کس ندانست که آخر به چه حالت برود»
به نقل از سایت مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران استان یزد